عبد الحسين ميرزا فرمانفرما
400
مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )
سه رودخانه 747 و آب كليهء اين مزارع چشمهسار است الّا قليلى ، كه از قنات و از چمن تصريح شد . قنوات هم اسمى بىرسم و درواقع همان چشمهسار است كه سه چهار پشته براى آنها حفر كرده [ اند ] . از آب هيچيك از چشمهسارها كه غالبا به يكديگر متفق و رودخانهمانند سير مىكنند فاضل از مزارع خودشان نيست و اگر يك وقتى هم به واسطهء باران و برف زياد طغيانى كند دو فرسخ پائين آمده تدريجا مىخشكد و به جاى ديگر نمىرسد كه محصولى از آن مشروب شود . مگر دو رودخانهء سابق الذكر كه يكى به بيدران مىرود و آن را فاشكوهى مىگويند ، و ديگرى به كروك خالصهء نرماشير مىرود و آن را رود كشيت مىگويند و شرح آنها در ضمن مزارع گذشت ، سيمين هم رود ميجان است كه منبعش كوههاى بيدشك مسكون است و هروقت طغيانى پيدا كند فاضل آبش به خاك جيرفت مىرسد . و اين سه رود هم چندان معتنابه نيست و آب دائمى آنها [ 408 ] بيشتر از مزارع كوهستان نمىشود تا چه رسد به ساير شعبهها . از اين جهت شرح و بسطى ندارد . صيفى هم كه در اين مزارع ذكر مىشود ارزن است و جوترش و گهل كه نوعى از حبوبات [ است ] و علف آن را گاو مىخورد و در ضمن محصول شتوى جزئى عدس و نخود هم زراعت مىكنند . محصول باغات هم فقط انگور است و انجير و انار و زردآلو و جزئى هلو و گردو - كه از ميان ساير ميوجات و محصولشان خرما و گردويش را يك نوع امتيازى است . خطوط راه 748 و كلّيهء كوههاى جبال بارز سخت و صعب العبور است و خطوط متفرقه و كورهراه در آنها بسيار است كه به محال ثلثه مىرود . ليكن جاده و شاهراهى كه از خاك جيرفت به جبال بارز و از حدود بم و نرماشير و راين و تهرود مىروند منحصر است به شش خط كه يكى از آنها راه دوسارى به دشتكوچ و از آنجا به سغدر و مسكون و ده بكرى است كه سير معمول ذهاب و اياب اردو است و در ضمن سير خودمان شرحش خواهد آمد . و ديگرى خطى است كه از دشتكوچ به يمين جادهء معمولى سير كرده و از روى در حمزه به سغدر يا مسكون مىرود و راهش طورى سخت است كه شتر نمىتواند عبورومرور كند و توپ ايرانى را هم به طريق اولى نمىتوان سير داد .